خون ترکمانچای در رگهای روسها
|
|
پنجشنبه ۲۸ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۰:۱۶
از روسيه به عنوان شريک راهبردي» تا «مرگ بر روسيه» نوسان در رفتار سياسي روسها، نقطه نظرات متفاوتي را ميان سياسيون ايراني شکل داده است . به اعتقاد نگارنده ، هيچ کدام از دو نگرش فوق نمي تواند تمام جوانب روابط پيچيده روسيه با ايران را در برگيرد. لذا بدون اينکه با مرگ بر روسيه موافق باشم يا آرمانگرايانه آن را شريک راهبردي ايران بدانم، معتقدم موضوع روسيه نيازمند يک نقد جدي است .
آنها در معادلات خود با آمريکا، ايران را خاکريزي مي دانند، که دست به دست شدن آن در يک بازي تاکتيکي ، توجيه راهبردي دارد. سياستي يادآور سياست خارجي تزاري که با جداسازي بخش هاي عمده اي از خاک ايران و تباني هاي متعدد با قدرتهاي غربي وقت، برگه هايي سياه از تاريخ ايران را رقم زد.
اتفاق امروز اين است که روسيه بلافاصله پس از ديدار «مدودف» و «اوباما» اعلام کرد به دلايل فني نمي تواند نيروگاه هسته اي بوشهر را راه اندازي کند. طبق آخرين قول قطعي ! روسها قرار بود با ورود آخرين محموله سوخت هسته اي به بوشهر، نيروگاه تا پايان سال ميلادي جاري تکميل و تحويل شود. اما گويا امسال نيز تفاوتي با وعده سال1999 ميلادي ندارد. قرار بود سال پيش نيروگاه بوشهر تحويل ايران شود . عدم تحويل موشکهاي اس300 نيز ماجرايي مشابه دارد .
البته ايراد فني نيز بهانه قابل قبولي نيست .
ايراني ها که اکنون به همت جوانان دانشمند خويش در زمره کشورهاي داراي فناوري و علم هسته اي قرار گرفته اند، به خوبي مي دانند که راه اندازي نيروگاه دلايل فني دارد يا سياسي . و اصولا پس از تحويل سوخت يعني حساس ترين قسمت قرار دارد ، بهانه اي براي راه اندازي وجود ندارد.
تباني بر سر حوزه هاي نفوذ تلاش جرج بوش رئيس جمهور سابق ايالات متحده اين بود که قدرتهاي ديگر را حول محور سياست «تنبيه» ايران متحد کند و اکنون نيز باراک اوباما به دنبال اين اجماع ، حول محور سياست ، «تحريم» ايران است. ضمن آنکه بعد از ترديد جدي ايرانيان در مورد طرح مبادله سوخت ، آمريکا براي وادار کردن ايران به پذيرش طرح، نيازمند ژست جدي روسيه و چين است .
فارغ از اينکه برخلاف شعار تغيير اوباما ، مجموع سياست هاي خصمانه يک سال اول پيش از مجموع سياستهاي خصمانه يک سال آخر بوش عليه ايران بود، در اينجا روي سخن با روسيه است.روسها در قالب نظم، يک ، سه ، چند قطبي ، شرايط تک ابرقدرتي آمريکا را پذيرفته اند . براساس اين نظم کشورهاي کوچک و متوسط در نزديکي حوزه نفوذ هر قدرت ، در توافقات کلان آنها مورد تباني قرار مي گيرند .
سير قهقرايي موضع گيري هاي تازه روسها از زماني آغاز شد که اوباما دستور داد طرح احداث سامانه هاي موشکي و راداري در چک و لهستان به حالت تعليق درآيد. و در موضوع خاص ايران نيز آمريکا در طرح تازه خواستار ارسال سوخت3/5 درصد ايران به روسيه است تا طرح بزرگتر انحصار کنسرسيوم هاي هسته اي را ابتدا از روسيه آغاز کند. براساس اين طرح در کشورهاي عضو باشگاه هسته اي (کشورهاي داراي فناوري ساخت سلاح هسته اي و توليد سوخت) کنسرسيوم هايي از کشورهاي طالب توليد و خريد سوخت هسته اي تشکيل مي شود و آنها موظفند سوخت موردنياز کشورهاي خارج از باشگاه را تامين کنند.
به شرطي که اين کشورها قلب فناوري هسته اي يعني غني سازي سوخت را از چرخه فناوري و توليد خود حذف نمايند. بنابراين پاسخ سرد ايران به طرح اخير1 +5 با واکنش دو کشور روسيه و آمريکا مواجه شده است.
البته گام بعدي اوباما ، سفر به چين بود . او اميدوار است که چين را نيز در سياست ضدايراني خود همراه سازد. به هر حال چيني ها نيز در دکترين سياست خارجي خود ، بنايي ندارند که تا سال2025 ميلادي وارد رقابت جدي با آمريکا شوند.
نياز به تغييرات راهبردي در سياست خارجي
ايران دوست يا شريک راهبردي روسيه نيست . شراکت راهبردي در روابط بين الملل تحت تاثير سياستها و بازي هاي تاکتيکي قرار نمي گيرد .چون در عرصه سياسي و تاکتيکي تنها براساس محاسبه سود و زيان، رفتارها به شدت دچار نوسان مي شود . متاسفانه روسها نگاهي تاکتيکي به رابطه با ايران دارند. بنابراين ما نبايد راهبردهاي ثابت خودمان را به تاکتيکهاي متغير روسها پيوند زنيم.
از طرفي ديگر روسها که همواره مشوق يک سري سياستهاي ضد يکجانبه گرايي ايران بوده اند ، ايران را در عرصه بين المللي يک کشور تنها و منزوي قلمداد مي کنند. در حالي که نبايد جمهوري اسلامي را با ديگر کشورهاي منطقه خاورميانه مقايسه کرد. به نظر مي رسد تقويت جنبه هاي تنش زدايانه سياست خارجي ايران ضروري است . ضمن آنکه ايران هم از لحاظ عمق استراتژيک ، فراگيري توان تاثيرگذاري بر تحولات منطقه، موقعيت جغرافياي اقتصادي، پشتوانه داخلي سياست خارجي و بويژه توان دسترسي بومي به فناوري هاي انحصاري موجود در دنيا ، از توان مانور بالايي در عرصه بين المللي برخوردار است .
متاسفانه به نظر مي رسد برخي از مسئولان مرتبط، در نشان دادن واکنش جدي در قبال بازي جديد روسيه تعلل مي کنند. در حالي که افکار عمومي داخل کشور نسبت به منافع ملي حساس بوده و ضربه به اين منافع را از ناحيه هيچ کشور غربي يا شرقي نمي پذيرد. ضمن اينکه زماني که از پشتوانه داخلي سياست خارجي سخن مي گوييم ، حتما بدانيم که اين قدرت در رابطه متقابل حساسيت هاي ملي و مواضع رسمي شکل مي گيرد.
دکتر حشمت الله فلاحت پيشه
شماره : 3436
۱۳۸۸-۰۹-۰۴ ۱۲:۴۹:۴۵
روسیه فقط رنگ عوض کرده وگرنه با شوروی و اهداف شوروی هیچ فرقی نداره همون تفکرات استعماری و جهان خواهی در این کشور حاکمه و به فکر هیچ کشور دیگه ای نیستند و از قول و قرار هم چیزی سرشون نمیشه
۱۳۸۸-۰۹-۰۳ ۲۱:۳۰:۰۷
مثل روسها و روابط آنها با دولت ایران و سو استفاده های همیشگی اشان از سردمداران ایران مصداق این شعر حافظ است که:
بخورد باده ات و سنگ به جام اندازد.
۱۳۸۸-۰۹-۰۳ ۱۶:۴۴:۱۱
جمعیت های دانشجویی باید با اعلام اعتراض خود دولت را به سمتی ببرند که با روسیه آن طور که شایسته است برخورد کند موضع گیری توسط دانشجویان اصولگرا در این مورد بسیار تایین کنندست
۱۳۸۸-۰۹-۰۱ ۱۳:۰۲:۲۹
اگه یادتون باشه در قضیه تعلیق هسته ای مجلس دخالت کرد و تهدید کرد که از معاهده آژانس خارج میکنه کشور رو الان هم باید پا پیش بگذاره و با تصویب قوانین لازم موجبات اخراج روسها و کم کردن روابط ایران و روسیه رو فراهم کنه این بی شرفها فکر میکنند که هر غلطی خواستند میتونند انجام بدهند و همینطور دارند ما را بازی میدهند نباید غرور ملی مردم رو نادیده گرفت
۱۳۸۸-۰۸-۳۰ ۱۵:۴۵:۵۳
هر زمان که انگلستان تغییر روش داد و دیگر در فکر چپاول ملتها و سرمایه های کشورها نبود و از خوی استعماری خود دست کشید و جهان را تنها برای خود نخواست آن روز میتوان امید داشت که همتای روسش هم چنین تغییری کرده باشد و دیگر محل اطمینان است وگرنه هیچ تضمینی برای خیانت نکردن روسها وجود ندارد
۱۳۸۸-۰۸-۳۰ ۱۴:۴۲:۵۹
روسها هنوز هم در فکر رسیدن به آبهای آزاد جنوب ایران هستند فقط توانش رو ندارند وگرنه همون روسهای پدر سوخته اند کلا اعتماد به اونها مسخره است
۱۳۸۸-۰۸-۳۰ ۱۱:۱۴:۴۵
جالبه این روزها که کسانی طرح شعار مرگ بر روسیه را داده اند و البته لازم به توضیح نیست که چه کسانی و با چه اهدافی هستند شما هم اینقدر از روسیه مینویسید و افکار عمومی رو به سمتی که اونها مایلند سوق میدید
۱۳۸۸-۰۸-۲۸ ۱۳:۵۷:۳۱
مگه شک داشتید که این روسها همونها هستند که همه نوع بلایی سر ایران آوردند و قسمتهای زیادی از کشور را جدا کردند و به زور صاحب شدند
۱۳۸۸-۰۸-۲۸ ۱۱:۳۰:۰۵
ایران در معادلات سیاسی پس از انقلاب و در راستای سیاست استقلال طلبی خود از همه قدرتهای شرق و غرب به پتانسیل های خود برای ایجاد روابط متقابل با بسیاری از کشورهای قدرتمند دنیا پشت پا زد و خواست که با توکل به خدا و اعتماد به آنچه دارد در مسیر پیشرفت قرار گیرد و خود هرانچه میخواهد بسازد.
پوشیده نیست که در این راه مشقات زیادی را ملت تحمل کرد ولی با اعتماد به رهبر خود همه ناملایمات را به جان خرید تا اینکه ایران از آن حال ابتدای انقلاب درآمده و توانست اسم و رسمی برای خود دست و پا کند و تاثیر گذار باشد در مناسبات منطقه و بعضا بین الملل که پیروزی در جنگ 8 ساله نیز بسیار در این امر راهگشا بود.
بعد از فروپاشی شوروی و عدم توان رقابت روسیه بعد از فروپاشی با آ»ریکا رئوسیه مجبور شد که برای مقابله با آمریکا از عاملهای دیگری غیر از قدرت خود کمک گیرد بنابراین به سمت موافقت با مخالفان آمریکا قدم برداشت.
در چنین شرایطی بود که روابط ایران و روسیه رو به بهبودی گذاشت و بیشترین عامل این دوستی وجود دشمن مشترک ود نه منافع مشترک و گره خورده.
البته روسیه که از دیر باز قدرتی استعماری بود در رابطه با ایران هم جانب احتیاط را داشت که ایران زیاد از حد قدرت نگیرد و یکی به نعل میزد و یکی به میخ
اکنون و با سیاست های جدید اوباما روسیه دیگر دشمن بودن آمریکا را به اندازه قبل جدی نمیداند و منافع بیشتری در مراوده با آمریکا دارد تا در ترک آن و روشن است که در چنین شرایطی اولین چیزی که برای نشان دادن حسن نیتش به دوست جدید فدا میکند ایران است که خود اکنون به قدرتی خطرناک برای روسیه تبدیل میشود