جنگ سرد فرهنگی چیست؟
دوشنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۰۵
Share/Save/Bookmark
با پیشرفت علم و تکنولوژی ابعاد مبارزه فرهنگی غرب با فرهنگ و تمدن اسلامی و دینی شیوه های نوینی به خود گرفته است.
وقتي از تلويزيون مي شنويم كه مثلاًٌ يك چيني آنقدر پشت رايانه خودش بازي كرد تا مرد، تعجب نمي كنيم. اين بازي ها امروز به طور هولناكي جذاب هستند . در مورد جذابيت اين بازي‌ها به گفته راجر ايبرت از منتقدان سينماي هاليوود اشاره مي‌كنيم كه بخوبي بيانگر اين مطلب است،‌ او در هشداري به استوديوهاي فيلم‌سازي مي‌گويد: «تا پيش از اين هاليوود در برابر اين بازي‌هاي رايانه‌اي احساس امنيت مي‌كرد و حتي خيلي‌ها فكر مي‌كردند كه اگر يك بازي بخواهد موفق باشد بايد به فيلم سينمايي تبديل شود تا فروش آن تضمين شود ولي اكنون وضع بر عكس شده و ما شاهد هستيم كه فيلم‌هايي مانند «مهاجم مقبره» و «رستاخيز» يا «اهريمن» كه دو موضوع خود را از بازي‌هاي رايانه‌اي گرفته‌اند چندان موفق نشده‌اند ولي در مقابل بازي‌هاي آنها فروش بيشتري داشته و هم از نظر هنري و هم از نظر تجاري موفق بوده‌اند و بدتر اين‌كه فيلم‌هاي پر طرفدار هاليوودي كه فروش زيادي نداشته باشند در صورت تبديل شدن به بازي، تقريباً مطمئن خواهند بود كه فروش خوبي خواهند داشت و اين براي فيلم‌هاي سينمايي نااميد كننده است.»

در شش ماهه نخست سال 2005 فروش بازي‌هاي رايانه‌اي در كشورهاي اروپايي از فروش فيلم هاليوودي سبقت گرفت. روند توليد اين بازي به سه، چهار هزار بازي در سال مي‌رسد. به اعتقاد كارشناسان غرب و در رأس آنها امريكا به سه دليل عمده به عمليات‌هاي رسانه، رواني در اين بازي‌ها روي آورده: الف) امريكا و غرب به دليل حملات وحشيانه و كشتارهاي وحشتناك مخصوصاً در قرن بيستم مورد نفرت قرار گرفته‌اند. ب) امريكا و غرب براي اقدامات آينده خود از هم اكنون اقدام به آماده‌كردن افكارعمومي هستند. ج)‌آنها كشورها، گروه‌ها و مذاهبي كه بر سر راه زيادي خواهي ايشان باشند و حاضر به امتياز دادن به آنها نباشند را با برنامه‌ريزي دقيق و عمليات‌‌هاي رسانه‌اي كه يكي از آنها بازي‌هاي رايانه‌اي مي‌باشد به عنوان تروريست و يا گروهي خطرناك براي بشريت معرفي مي‌كند.
عمليات‌هاي رسانه‌اي، استفاده از تمامي امكانات براي اثرگذاري بر افكار، احساسات، اعتقادات، تمايلات و رفتارها در فرهنگ‌ها و ملت‌هاي مختلف است.

كاربر رايانه در حين انجام بازي كه در آن كماندوي امريكايي وارد خاك كشوري مثل عراق شده و به كشتار نظاميان و در كنار آنها به كشتن زن و مرد و كودكان اقدام مي‌كند، از خود نمي‌پرسد چرا نيروهاي امريكايي حق دارند به چنين اقداماتي دست بزنند، اين موضوع با تكرار و به مرور براي كاربر او عادي مي‌شود و حتي آن را به نوعي مقابله با تروريست و دفاع از حقوق بشر مي‌داند و در ناخودآگاه خود امريكا را منجي جهان مي‌شمارد و اين همان چيزي است كه آنها به دنبال آن هستند.

آنها با ساخت فيلم‌ها و بازي‌هايي درباره اقدامات گذشته امريكا يا همان جنايت وحشيانه به نوعي ماهرانه به توجيه نسل آينده مي‌پردازند و چنين وانمود مي‌كنند كه امريكا به منظور نجات جهان از دست گروهي خاص ناگزير به چنين اقداماتي بوده است.

براي روشن‌تر شدن موضوع به يكي از اين بازي‌هاي رايانه‌اي ساخت سال‌هاي جديد كه موضوع آن حمله كماندوهاي امريكايي به جمهوري‌هاي شوروي سابق است مي‌پردازيم. در صحنه شروع بازي، بالگرد حامل كماندوها مورد اصابت قرار مي‌گيرد و سقوط مي‌كند، بعد از به هوش آمدن فرمانده گروه كه هدايت آن به عهده كاربر است، فرمانده در يك صحنه به دقت طراحي شده و تأثيرگذار به سراغ يكي از كشته‌شدگان مي‌رود و با ديدگاني اشكبار پلاك كماندوي كشته شده را باز مي‌كند، او را در آغوش مي‌گيرد و پلاكش را در دستش مي‌‌فشارد، همراه اين صحنه‌ها موسيقي و گرافيك عالي تأثير را دو چندان مي‌كند و سپس با بالا بردن اسلحه خود و با خشمي نشأت گرفته از كشته شدن همقطارش فرمان حمله و يا همان فرمان آزادسازي را صادر مي‌كند. اين صحنه‌ها چه تأثيري در كودكان و نوجوانان ما خواهد داشت؟ او آنچه را مي‌بيند به خاطر مي‌سپارد.

كماندوهايي كه از جان خود مي‌گذرند در راه نجات بشريت! و آيا اصلاً به اين موضوع فكر مي‌كند كه آنها نيروهاي متجاوز هستند و چه بسيار زنان و كودكاني را در واقعيت و نه مجاز و در كشورهاي گوناگون به طرزي فجيع‌تر كشته‌اند؟ از ديگر نكات مهم تأثيرگذاري بازي‌هاي رايانه‌اي از اين دست كه اهميت آنها را نسبت به ساير رسانه‌ها نمودار مي‌سازد، حس همزاد پنداري كاربر با شخصيت درون بازي است كه او نقش هدايت آن را به عهده دارد. كاربران چنان محو در اين شخصيت و اهداف او مي‌شوند كه با هر پيروزي به دست آمده غرق در خوشحالي و با هر شكست در مسير بازي غمگين و ناراحت مي‌شوند و با حسي انتقام جويانه بعد از شكست در هر مرحله، به شروع دوباره آن براي رسيدن به پيروزي تلاش مي‌كنند.

اين عامل به صورت ناخودآگاه روحيه‌اي را پديد مي‌آورد كه آنها را حتي در واقعيت از پيروزي امريكا به عنوان ناجي بشريت خشنود مي‌كند. خشونت، و مسائل غيراخلاقي چاشني ديگر اين بازي‌ها جهت جذاب‌تر كردن بازي‌ها براي كاربران و تخريب فرهنگ و اعتقادات و بنيان‌هاي خانوادگي آنها هستند. اين مسائل اگر چه در بازي‌ها جريان دارد اما به مرور در فرد دروني شده و در محيط‌هاي اطراف كودكان و نوجوانان بروز اين رفتارها اندك اندك مشاهده مي‌‌شود. سازندگان بازي‌هاي رايانه‌اي نفرت و خشونت كاربران را با حوصله و برنامه‌ريزي و با مرور زمان به هر سمتي كه بخواهند سوق مي‌دهند. در بازي «كانتر» كه داستان آن مبارزه عليه تروريست‌ها مي‌باشد، فضاي بازي در محيطي با معماري اسلامي مي‌باشد.

تروريست‌هاي اين بازي با نشانه‌هايي كه در سطرهاي بالا به آن اشاره كرديم نشان داده مي‌شوند. كاربر براي مبارزه با ترويست‌ها مي‌تواند افرادي با مليت‌هاي امريكايي، انگليسي و حتي اسرائيلي انتخاب كند. اين بازي به نوعي بيانگر گروه‌هاي تروريستي از نگاه غرب و گروه‌هايي كه با آنها مقابله مي‌كنند مي‌باشد. خالي از لطف نيست كه در مورد بازي «سرقت بزرگ اتومبيل»: سن آندرياس (GTA:San Andreas) نيز بدانيم. در اين بازي شاهد صحنه‌هاي ضد اخلاقي بسيار و نوع لباس‌هاي بسيار زننده‌اي كه خشونت و ترويج قانون شكني نيز چاشني آن شده است هستيم به دلايل ذكر شده و دلايل بسيار ديگر فروش اين بازي در بسياري از كشورها، حتي استراليا نيز ممنوع شده، در امريكا نيز به دليل اعتراضات بسيار فروش آن به افراد زير 15 سال ممنوع اعلام شده است.

نوع طراحي كاراكترها و شخصيت‌ها در بازي رايانه‌اي با اهداف مورد بحث ما به گونه‌اي است كه حس خيرخواهي براي نوع بشر، تلاش براي دموكراسي، نابودي حكومت‌هاي ديكتاتور و ... ميان امريكايي‌ها و بي‌رحمي، بمبگذاري، تلاش براي نابودي بشر و كشتار بي‌دفاعان و بي‌گناهان به هر بهانه‌اي و تلاش براي به دست آوردن سرزمين‌‌ها براي اهدافشان از جانب تروريست‌ها ديده مي‌شود.
سازندگان اين بازي‌ها حتي به چهره‌هاي هرگروه هم توجه كرده‌اند، نيروهاي امريكايي با چهره‌‌هايي مصمم، دلنشين، مهربان و صلح طلب و در مقابل چهره‌هاي دشمنانشان قبيح، جنگ طلب و بي‌رحم هستند.

كاربر چون خود هدايت كننده فرد يا افرادي از گروه امريكايي است دقيقاً خود را همان شخصيت امريكايي مي‌پندارد و اهداف او را هدف‌هاي خود مي‌داند.
- در بازي (West Wood) تروريسم يا نيروي هدف با رنگ قرمز و با داس و چكش نشان داده مي‌شود. سام ماجراجو در پرسپوليس، شايد يكي از دردناكترين ساخته‌هاي شركت‌هاي امريكايي عليه ايراني‌ها و فرهنگ غني ملت ماست. سام شخصيت اين داستان با شكست دادن يك غول وارد پرسپوليس مي‌شود، در محيط اين بازي پرسپوليس داراي مساجد زيادي همراه با طرح‌هاي اسليمي است. اين مسجدها در فضاي ساختگي آنها داراي شياطيني هستند كه بايد از بين بروند. سام در آخر بازي از صحن كليسا به آسمان عروج مي‌كند. بازي كه فرهنگ ايراني – اسلامي ما را به سادگي مورد هجوم قرار مي‌دهد.
بازي: Delta force كه قبلاً از آن ياد كرديم، شامل صحنه‌هايي است كه در آن تروريست‌ها به زبان فارسي صحبت مي‌كنند.

بازي: (assassins creed) داستان بازي مربوط به جنگ‌هاي صليبي است. محل اتفاق بیت المقدس و هدف كشتن مسيحيان. در اين داستان با نمايش مظلوميت مسيحيان در آن بخش از تاريخ هيچ اشاره‌اي به نبردهاي خونين مسيحيان عليه مسلمانان نشده است.
چندي است برخي شركت‌هاي داخلي با امكانات محدود و با سرمايه‌گذاري‌هاي اندك نسبت به آنچه غرب براي اين‌گونه موارد سرمايه‌گذاري مي‌كند، قدم در راهي بزرگ گذاشته‌اند. اكنون نيز تشكيل سازماني مربوط به اين موضوع به كمك فكرها و ايده‌هاي خلاق شتافته تا در اين عرصه نيز بزودي حرف‌هاي بسياري براي گفتن داشته باشيم.

در خبرها آمده بود كه دوشنبه 25 تيرماه نخستين بازي رايانه‌اي در مورد انرژي هسته‌اي ايران رونمايي شد. اين بازي رايانه‌اي در دو مرحله در ايران، دو مرحله در عراق و چهار مرحله در اسرائيل در محيط سه بعدي طراحي شده است.
شمشير نادر، مسابقات رالي، فسقلي و چوب سحرآميز 4، ايمان پولادي، سياره خاموش، تمساح پوزه كوتاه، نبرد خيبر، صنعت نفت، گرشاسب و انقلاب بازي‌هايی هستند كه بنياد ملي بازي‌هايي رايانه‌اي با هدف حمايت از توليد داخلي و در راستاي ترويج فرهنگ ايراني – اسلامي از آنها به صورت مادي و معنوي حمايت كرده است.
شماره : 4307