چرا ورزش ايران صعود نمي كند؟
|
|
دوشنبه ۱۴ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۳۴
اگر دوست داريد مثل هميشه از برد و باخت يا دربي پايتخت و... صحبتهايي بشنويد و اينكه چرا اين تيم چنان شد و آن بازيكن فلان ، بهتر است وقتتان را تلف نكنيد. اينبار ميخواهيم ورزش كشورمان را ريشهيابي كنيم؛ يك ريشهيابي علمي و جامعهشناختي.
دكتر سيد مهدي آقاپور ، رئيس انجمن علمي جامعهشناسي ورزش ايران و عضو هيات علمي دانشگاه تهران، يك ورزشكار و يك پرورشدهنده معلمان ورزش ايراني است. او كه نزديك به 2 دهه در حوزه ورزش و نيز جامعهشناسي ورزش تدريس و تحقيق كرده است؛ درددلهايي دارد كه شنيدني است.
پيش از هر چيز شايد بد نباشد بدانيم علم جامعهشناسي ورزش به چه چيزهايي ميپردازد؟
جامعهشناسي ورزش حوزهاي جديد و درعينحال بسيار لازم براي ورزش است. اين علم حوزه كاري خود را در دهه 70 پيدا كرد، البته پيش از آن هم افرادي بودندكه نظريههايي داشتند و كتابهايي نوشته بودند، اما بهصورت ساختارمند و با برنامه اين علم از دهه 70 بهوجود آمد. متاسفانه جامعهشناسي ورزشي در ايران بهخوبي جانيفتاده و فوايد آن بخوبي شناخته نشده است در حالي كه جامعه ورزش ما بشدت نيازمند چندين نظريه جامعهشناختي ورزش است تا بدانيم ارتباط آن با سياست بايد به چه ترتيبي باشد يا اينكه اقتصاد چه تاثيري بر آن ميگذارد و از همه مهمتر اينكه نهادهايي مثل خانه و خانواده چه ارتباط سازمان يافتهاي بايد با ورزش داشته باشند؟ در واقع در اين علم، با بحث كلان ساختار اجتماعي ورزش روبهرو هستيم. جامعهشناسي ورزش علمي است كه از ورزش و تربيتبدني به عنوان يك نهاد و پديده اجتماعي و كاركردهاي اين پديده، زمينهها، علل و عوامل موثر بر آن و ارتباط آن با نهادهاي اجتماعي به روش نظري و تجربي صحبت ميكند.
اگر اين علم در ايران شناخته و دنبال شود، تبيين ساختارهاي اجتماعي ورزش در جامعه ايران خيلي راحتتر خواهد بود و جايگاه ورزش و شاخصهاي آن در كشور بخصوص در نظام جمهوري اسلامي مشخص ميشود. اگر ميخواهيم به مسائل زيرساختي ورزش در جامعه ايران و جهان فكر كنيم، لازم است ابتدا روي زمينههاي فكري و اجتماعي و حتي تاريخي مرتبط با آن كار كنيم. اگر ما از نظر تئوريك ضعيف باشيم و نتوانيم ورزش را در ارتباط با نظام اجتماعي تبيين كنيم و فرهنگسازي نداشته باشيم؛ در اينصورت پايههاي ورزش در جامعه ايراني ضعيف خواهد بود.
از فرهنگسازي گفتيد و ريشههاي سست ورزش؛ وضعيت ايران در اين زمينه چگونه است؟
اتفاقا مساله همينجاست. ما بايد اول موضوع را روشن كنيم و بعد به دنبال درمان باشيم. ما بايد ببينيم چرا آسيبهاي اجتماعي ناشي از ورزش مثل پرخاشگري، استفاده از مواد نيروزا يا ناهنجاريهاي رفتاري و دخالت عوامل سياسي و اقتصادي در ورزش وجود دارد بعد به دنبال درمان آنها باشيم. بهتر است اول بفهميم چرا پولمسلكي و پولمداري در دنياي ورزش امروز و ايران حرف اول را ميزند يا اينكه چرا بايد مدام در اخبار از مسائلي مثل تنبيهها، جريمهها، آييننامههاي انضباطي يا مسائل اخلاقي بشنويم؟
ما هم به دنبال يافتن جوابي براي همين مساله هستيم. نظر شما در اين رابطه چيست؟
براي اينكه جوابي براي اين سوال داشته باشيم، بهتر است اول به مقايسه ورزش سنتي با ورزش نوين بپردازيم. ما امروز مدام به دنبال اخلاق هستيم اما بايد بدانيم اخلاق با ورزش سنتي توام است و ورزش نوين خصوصياتي دارد كه در درون خود مسائل آسيبزايي را پرورش داده است. در گذشته دور ما ايرانيها ورزش باستاني داشتيم كه با ساختار جامعه ايراني هماهنگ بود و ميتوانست گرهي از مشكلات مردم باز كند. اما امروز اين ورزش جذاب به حاشيه رانده شده است. تفاوت جامعه سنتي و نوين است كه باعث شده همه نهادها اعم از فرهنگ و سياست و اقتصاد و حتي مذهب دستخوش تغييراتي شوند. در جامعه جديد سازمانيابي و عقلانيت و قانون و مقررات و هنجارهاي اجتماعي حرف اول را ميزنند و خانوادهها بهصورت هستهاي هستند و علاوه براين دنياي امروز را دنياي فراغت ناميدهاند، چون زندگيها ماشيني شدهاند و مردم زمان كمتري را براي انجام كارهايشان صرف ميكنند.
در جامعه جديد مهمترين خصوصيت ورزش براثر مدل تحليل ماركسيستي يا وبري است و گفته شده ورزش همانند جامعه جديد بهسوي سكولاريسم پيش ميرود يعني با اخلاق و ارزشها اصلا كاري ندارد. در واقع فقط نتيجهگرايي مطرح است.
متاسفانه ما در ايران نوين نتوانستهايم يك ساختار علمي و جامعهشناختي براي ورزشمان بهوجود آوريم. ساختار ورزش در دنيا با نظامهاي اجتماعي آن هماهنگ است مثلا در دنيا اقتصاد محور است و سياست بهدنبال آن حركت ميكند و فرهنگ در واقع يك فرهنگ حرفهاي براي سرويسدهي به بخش سياست و اقتصاد است. رسانه هم در دنيا تكليفش مشخص است. البته من نميگويم ما بايد در را به روي خود ببنديم؛ ايراني هيچوقت ملت منفعلي نبوده است و اين در نوشتههاي بزرگاني مثل هگل، گوته يا گريشمن بهصورت نوعي ايرانيزدگي جلوه دارد.ايران ما دو ويژگي بسيار مهم دارد كه يكي جنبه ملي است و ديگري مذهبي. ايران از 5000 سال پيش در بيشتر مواقع داراي فرهنگي درخشان و مستحكم و داراي برجستگيهاي خاصي مثل ورزش و نيرومندي بوده است. آثار كشف شده از 5 هزار سال پيش حاكي از اين است كه ملت ايران مسابقههاي ورزشي برگزار ميكرده، درحاليكه يونان باستان تنها از 770 قبل از ميلاد المپيك را شروع كرده است. پس ايراني پيشرو بوده است. از نظر مذهبي نيز همينطور. يكي از مهمترين دلايلي كه براي طرفداري ايرانيها از حضرت علي(ع) ذكر شده، پهلوانمسلكي ايشان بوده چون فرهنگ پهلواني در ايران بسيار اهميت داشته است.
اخلاق با ورزش سنتي توام است و ورزش نوين خصوصياتي دارد كه در درون خود مسائل آسيبزايي را پرورش داده است
هم در ادبيات ايراني و هم در تاريخ جهان، اخلاق ورزشي هميشه مورد توجه انديشمندان بوده است. مثلا كوبرتن گفته است ورزش در دنياي جديد مشعل مشتعل قلب انسانهاست. وي به اين ترتيب خواسته است احساسات پاك و همزيستي انسانها را تقويت كند. گريپس هم در همان دوران گفته است ورزش يعني تعالي ورزشكار در زمين ورزش و انتقال آن به جامعه. اين گفته اصلا خيالي و ايدهآليستي نيست. مگر تختي خيالات بود؟ او از رفتار منصفانه گذشته و به رفتار پهلوانانه رسيده بود و جامعه را تحتتاثير خود قرار داد. اين همان حرفي است كه در فرهنگ پهلواني ما نيز وجود داشته است. اما امروزه اين چيزها فقط بهصورت سطحي گفته ميشود و به آن عمل نميشود. اين موارد را بايد دروني كرد و به زيرساختها پرداخت تا ورزش دچار مشكل نشود.
منظور شما از زيرساختهاي ورزش چيست؟
وقتي صحبت از زيرساختهاي ورزش ميشود، ذهن همه بسرعت به طرف موارد سخت افزاري قضيه معطوف ميشود و مثلا اينكه بايد سرانه ورزش را به يك متر مربع رساند يا سالن ساخت و... در حاليكه اولين زيرساخت، زيرساخت نرمافزاري مثل تفكر، تئوري، سياست و راهبرد و تصويب قوانين و مقررات است. مثلا در برنامه 5 ساله چهارم ماده 117 بند الف به ورزش دانشآموزي و پايه و جنبههاي تربيتي و فرهنگي ورزش با اولويت ورزش دختران پرداخته شده، اما بايد ديد آيا تنها نوشته كفايت ميكند و اصلا ارزيابي عملكرد براي آن شده و چقدر در كشور پياده شده است؟ البته بند ديگري هم در اين ماده هست كه بسيار شناخته شده است. چرا؟ چون بحث مالي و پول را مطرح كرده است. در اين بند كه بند ب نام دارد، آمده است يك درصد از بودجه كل دستگاههاي كشور بايد صرف ورزش شود. اما اين بودجه كه دركل 2 هزار ميليارد تومان است، چقدر جذب ورزش شده است؟ و از همه مهمتر اينكه اين پول چه سهمي در بودجه آموزش و پرورش كشور داشته است؟
يا اينكه ماده 92 تا 97 منشور نسل جوان بسيار عالي و جامع به ورزش اشاره دارد اما عملا چقدر ارزيابي عملكرد شده است؟ مورد ديگر، شوراي عالي انقلاب فرهنگي است كه ورزش را يك پديده فرهنگي تعريف كرده است و مصوبه 565 آن در خصوص راهبردهاي ورزش و تربيتبدني در جمهوري اسلامي ايران است. اين مصوبه هم 1210 بند دارد اما براستي نسبت به اين آييننامه رسمي فرهنگي، تربيتي و ورزشي چه كاري انجام شده است؟ البته هدف من اين نيست كه از زاويه ديد قهري با موضوع برخورد كنم، بلكه بهعنوان يك معلم كه سالهاست در اين كار هستم، دوست دارم از جنبه شناخت آسيبها و كمك به ارتقا و رفع نواقص و نيز انجام كار عملي به موضوع نگاه انتقادي داشته باشم.
به نظر شما چگونه ميتوان اين مشكلات را حل كرد؟
رفع مشكلات به يك عزم ملي در عرصه ورزش نياز دارد. نهادهاي بالاسري ورزش يعني نهادهاي مشرف بر ورزش مثل مجلس شوراي اسلامي، شوراي عالي انقلاب فرهنگي، آموزش و پرورش، دولت و رسانههاي گروهي بايد حواسشان باشد كه در كشور ما ورزش به كدام سو ميرود. نهادهاي اصلي شامل آموزش و پرورش، دانشگاهها، رسانهها و سازمان تربيتبدني درون ساختار ورزش ما هستند. اينطور نيست كه همه بار فقط روي دوش سازمان تربيتبدني باشد. اما براي اينكه كاري انجام شود، بايد ميان مسوولان اين نهادها بهصورت مدام و موثر و برنامهريزي شده، همفكري و همانديشي باشد.
از آموزش و پرورش بهعنوان مهمترين نهاد درون ساختار ورزش كشور نام برديد. آيا در اين زمينه به كارهاي زيربنايي اقدام شده است؟
خوشبختانه چند وقتي است يكي از متخصصان علوم ورزشي، دكتر بهمني، مديركل تربيتبدني وزارت آموزش و پرورش شده و جنبههاي علمي و پرورشي را مورد توجه قرار داده است. وي شوراي راهبردي ورزش را راهاندازي كرده و از اساتيد برجسته و نمايندگان اصلي ورزش و نهادهاي مشرف بر ورزش در اين شورا استفاده ميكند. كارهايي مثل فدراسيون ورزش دانشآموزي را كه تابهحال فعاليت بسيار اندكي داشته زنده و اساسنامهاش را دنبال كرده است. دكتر بهمني به دنبال اين است كه طرح ورزش دانشآموزي بهصورت ملي اجرا و برنامه درسي براي معلمان ورزش تهيه شود. ما اكنون در سطوح ابتدايي با مشكل معلم ورزش و كمبود آن روبهرو هستيم.
براي ترميم ريشهها بايد به مدارس و ورزش مدارس پرداخت. معلم ورزش ركن اصلي و شاخص اين زمينه است كه متاسفانه به حاشيه رفته است. معلم ورزش بايد ميداندار باشد، اما چطور؟ در مصوبات بايد نقش معلم ورزش را پررنگ كرد. متاسفانه توجه به ورزش مدارس و دانشآموزي كم است. نمونه آن بودجه ورزش دانشآموزي است كه طبق برآورد حدودا 30 ميليارد تومان است. اما اين مبلغ بايد براي 14 ميليون دانشآموز و 5/1 ميليون معلم خرج شود. اين رقم را در كنار بودجه 1000 ميلياردي سازمان تربيتبدني قرار دهيد كه عمدتا براي 5 هزار نفر در سطح قهرماني هزينه ميشود. اين عدالت نيست. در حال حاضر سرانه بودجه آموزش و پرورش حدود 300 تا 800 تومان است! سرانه فضا هم همينطور و تقريبا 31 سانتيمتر است.
و نكته پاياني؟
خيليها معتقدند در عرصه ورزش بايد متخصصسالاري باشد. من با اين موضوع مخالف نيستم اما بهنظر من تخصص بايد جزئي از ملاكهاي شايستهسالاري و شايستهسالاري در جامعه ورزش حاكم باشد كه تخصص هم يكي از ملاكهاي آن است. شايسته يعني كسي كه تخصص و تعهد و تخصصش را در راستاي ورزش كشور بهكار ميگيرد و نگاه مردمي دارد.
شماره : 5799